ایلیاایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

ایلیا قند عسل طلای مامان

تولد تولدت مبارکککککککککککککککککککک

1391/8/7 10:22
نویسنده : حنانه
269 بازدید
اشتراک گذاری

قند عسلم  جونم واست بگه سال 90در چنین روزی ساعت  30/8 مامانوبردن اتاق عمل یک ساعت بعد هم شما  قدمت رو چشمهای مامان وباباگذاشتی  

عزیز دلم با بودن تو گل پسری دنیا چقدر قشنگه دلم وای میخواد  هزار تا بوسه از لب ودست پاهای کوچولوت بگیرم.........صد افسوس که الان کنارم نیستی  

دلبند طلای مامان انشالله 120ساله بشی نه کمه 1000ساله بشی...................... عزیزکم پسرکم تولدت مبارککککککککککککککک

مامانی الان کوچولو هستی قصد تولد انچنانی ندارم اگه خدا بخواد قراره جمعه یه تولد خانوادگی با خاله عمه هات ودایی جون وبابابزرگی اگه بیاد واست بگیرم  اخه بابابزرگی سنش بالای حوصله این جوری مهمونی هارا ندارهاگه بشه شام یا نهار میدم ................بعدا میام از جشن تولدت گزارش وعکس  میزارم جیگرم

بهانه ي ترانه ي ساده ي عاشقانمي
براي زنده بودنم، تو بهترين بهانمي

تو مثه يه روز قشنگ آفتابي
اومدي به آسمون قلبم بتابي
اومدي از سرزمين آرزو
نقره اي تر از شباي مهتابي

اومدي تا ستاره هاي آسمون
با نگاه ناز تو مال من بشن
گلدوناي اطلسي باغ دلت
مهمون خونه ي خيال من بشن

اومدي با يه دنيا قصه ي قشنگ
اومدي که آغوشم واسه تو باز بشه
اومدي که واسه هميشه زندگي
تو بهشت روياهات رها بشه

مگه ميشه نباشي تو حرير خاطرم
مگه ميشه نگذری از کنار پنجره م
مگه ميشه بي هوا، لحظه اي نفس کشيد
مگه ميشه بي چشات، رنگ خوشبختي رو ديد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

حامد و اميرمحمد
7 آبان 91 12:54
ايلياجون سلام تولدت مبارك قندعسل خيلي دوست داشتيم كه براي روز تولدت مي اومديم پيشت ولي هم موقع مدرسه هست وهم راه دوره وهم باباكارداره ونميتونه ماروبيارهدوست داريم ويه عالمه بوسه برات ميفرستيم .يه كادوي قشنگم برات گرفتيم كه هروقت اومديم برات مياريم.راستي كيك تولدتو ميخوري بيادماهم باش...

الهی فدای برادر زادهام بشم وای عمه جان سوپرایز شدم واسه ایلیا نظر گذاشتین دستتون درد نکنه ما منتظریم شما بیاین باهم کیک بخوریم باباراراضی کنید حتما این هفته بیایدبوسسسسسسسسسسس بوسسسسسسسسسس




حامدواميرمحمد
11 آبان 91 20:41
سلام خوبين اميدو ايليا كوچولو چطورن عمو رضا خوبه سلام برسون عيدتون هم مباركايليارو ببوس


حامد وامیر محمد عزیز مرسی منم میبوسمت خیلی دوست داشتم تو تولدم بودین مامانمو داداش امیدم همش یادتون بود وجاتون خالی بود تو تولدم دایی وخاله عمه هام وبابابابزرگم اومدن بودن تولد کلی واسم خوشحالی کردن .......حامد وامیر محمد جونم دوستون دارم دلم واستون تنگ شده زودتر بایید یه کمی باهاتون بازی کنم
زندايي
12 آبان 91 19:36
ايلياجون سلام باتعريفهايي كه مامانت ازت ميكنه هم بايدشيرين وبامزه شده باشي هم يه كمي شيطونقراربودمامان امروز برات توووووووووولدبگيرهتولدت مبارررررررررك زندايي جوناين گلهابايه دنيابوسسسسسس تقديم به تو قند عسل راستي امشب شب مباركيهعيدتونم مباررررررك


زن دایی جون دستت درد نکنه مامانم واسم شب عید غدیر تولد گرفت داداشی عکسامو نریخته تو فلش کهمامانم بزراه تو وبلاگم شماها ببینید ........خیلی خوش گذشت جاتون خالی بود
عید شما هم مبارک بوس بوس واسه دایی وزن دایی جونم
ای تک (مامان نیایش)
20 آذر 91 11:12
مگه ميشه بي چشات، رنگ خوشبختي رو ديد
چه زیبا نوشتی مامانی مهربون
ماشالا به این گل پسر ددری-
خدا داداشی رو حفظش کنه که به این راحتی کتک میخوره تا قند عسل قوی بشه و بتونه از خودش دفاع کنه

ههههههههه- بدآموزی تربیتی خاله آی تک
خاله جونی دوستت دارم یه عالمههههههههههه

این نظرو تائید نکن - ابروم میره